پایگاه خبری تحلیلی نسیم گیلان

آخرين مطالب

خالتورها در شبکه باران؛ از توهين تا واقعيت مقالات

خالتورها در شبکه باران؛ از توهين تا واقعيت

  بزرگنمايي:

گيلان انلاين- چندي پيش يادداشتي انتقادي با عنوان خالتورها در شبکه باران در يکي از رسانه ها منتشر شد که واکنش هاي بسياري را بدنبال داشت. اين مطلب بنابر ادبيات و الفاظ غيرمتعارف نگارنده اش نتوانست در مقابل برخي فشارها تاب بياورد و پس از مدتي از خروجي سايت مربوطه حذف شد اما در پس پرده مطلب فوق که مي توانست با ادبيات ملايم تري به بيان انتقادات خود بپردازد، قصه تامل برانگيزي از حضور خالتورها در مرجع ترين رسانه استان را بازگو مي کرد که حاوي نکات جالبي بود.
پيش از هر چيز جا دارد به صورت خيلي مختصر به مفهوم خالتور اشاره کنم. خالتور واژه اي است که در جامعه هنري به کاري کم ارزش و با کيفيت پايين اطلاق مي شود و مفهوم سرهم بندي شده از مجموعه يک کار هنري را مي رساند حال اين کار هنري مي تواند موسيقي باشد، تئاتر باشد يا هر چيز ديگري.
خالتور حکايت شخصي است که بگويد من براي خنده شما خودم را از بالاي پشت بام به پايين پرت مي کنم. عکس العمل شما از تماشاي پرت شدن يک نفر از پشت بام شايد خنده دار باشد و تا مدت ها با ياد اين مسئله به خنده بيفتيد ولي مسلما از پشت بام پرت شدن نمي تواند يک کار هنري شناخته شود بلکه زمينه اي براي در معرض ديد، نمايان شدن شخصي است که مي خواهد به شهرتي برسد و هيچ استعداد يا ذکاوتي در پشت آن نيست و نمونه بارز آن را هر روز در فضاي مجازي از سوي اشخاص مختلف مشاهده مي کنيد.
مشکل اصلي جايي است که ما اين مسئله را در رسانه ملي خود مشاهده کنيم. شبکه تلويزيوني باران که از اواخر دهه 70 به مجموعه شبکه هاي سازمان صدا و سيما اضافه شد، در طول اين دو دهه فعاليت رسانه اي خود از جايگاه خاصي در ميان مردم گيلان برخوردار است. البته منظور از جايگاه خاص به تبع انحصار آن است و به جهت تنها متوليت قانوني پخش برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني، قاعدتا مرجع ديگري در داخل کشور وجود نداشته که کارکرد آنها را با هم قياس کنيم.
به تيتر يادداشت باز مي گرديم؛ چندي پيش بود که مصاحبه اي از يکي کارگردانان نام آشناي گيلاني خواندم که پس از کسب مقام برتر در يکي از جشنواره هاي خارجي در گفتگويي، گلايه هاي جالبي را نسبت به کارکرد شبکه باران ايراد کرده بود. او گفته بود: متاسفانه در صدا و سيماي گيلان فضا بسته است و تنها نويسندگان سازمان مي توانند براي صدا و سيماي گيلان بنويسند. نتيجه اين کار توليدات بسيار ضعيفي است که شاهدش هستيم. توليدات بي کيفيتي که متاسفانه گيلاني ها را بسيار بد به تصوير کشيده است، متاسفانه شبکه باران گيلاني ها را به عنوان افرادي بي ادب، خلافکار و لوده معرفي کرده است، هنر نياز به استقلال و خلاقيت دارد.
آنچه مسلم است شبکه باران شديدا از نبود نيروي انساني کاربلد و حرفه اي در درون مجموعه خود رنج مي برد و نتيجه اش هم توليد سريال ها و نمايش هاي بي کيفيت و فاقد بار حرفه اي است. شبکه اي که وقتي مي خواهد يک سريال کوچک خانوادگي بسازد، نقش اول آن را يک شيرين عقل بازي مي کند و با کج کردن لب و دهان و مثلا گيلکي صحبت کردن، سعي در بازتوليد سرمايه هاي فرهنگي دارد.
اين مصداق بارز همان از پشت بام پريدن است که ما مخاطبان را به قهقهه وا مي دارد درحاليکه قرار نيست مردم به لودگي بخندند و انتظارها از اين غول بزرگ رسانه هاي استان فراتر از اين حرف هاست! اين يادداشت هيچ جسارتي به هيچکدام از زحمتکشان شبکه باران نمي کند چراکه هنوز هم هستند کساني که با وجود پيشنهادها و فضاهاي رشد بهتر در جاهاي مختلف، به ارتقاي فرهنگ عمومي استانشان پايبند هستند؛ بلکه تلنگري است که سر و کله خالتورها در لباس هاي مختلف در شبکه باران هم مي تواند پيدا شود!
به هر حال هر تغييري به زمان احتياج دارد و شبکه باران براي نخستين بار در تاريخ خود دارد يک مديرکل بومي را تجربه مي کند که فرصت بزرگي است حالا که براي اولين بار فردي آشنا به فرهنگ و رسوم گيلان اين کرسي مهم رسانه اي در استان را در اختيار گرفته، آستين ها را بالا بزنيم و زمينه هاي رشد و بالندگي گيلان را با همفکري تمامي سليقه ها فراهم سازيم.




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

` تو هم بخوان ` ، تحقق یک رویا

انتخاب شهردار رشت و چند پرسش برای آینده جریان اصلاح طلبی استان

حیران گیلان همچنان زخم بر می دارد

چالشی به نام شورای شهر

یک جهان و این جهانخوار!

حسین (ع) رسانه‌ای که ماندگار می‌ماند!

چراغ برداریم!

مدیران شهر همدلی کنند، رشت در هزار توی مشکلات؟

رنج ماسوله ای ها برای جهانی شدن

دست هایی که فراتر از مرزها همدیگر را می فشارند

ورزش دوست باشیم یا ورزشکار؟

فرصت های سرمایه گذاری بخش خصوصی در آستارا - عیسی پاشاپور*

طغیان دوباره «مگس زیتون» در رودبار/خستگی یکسال زحمت در تن‌ها ماند

یک جنگ و یک تفنگ!

یادگاری از سلاطین کیایی در شرق گیلان/ مرمت پل خشتی تمیجان

تماشای باغ و باران از فراز قلعه های تاریخی گیلان

دفاع مقدس سند پرافتخار تأسی از آموزه‌های عاشوراست

سرمایه هایی که آتش می زنیم

بداخلاقی رسانه ای و توهین به استاندار با الفاظ تهدیدآمیز؟!

«حمایت از تولید داخلی» تنها در حد شعار/قدرت دلالان بیشتر است

گرد و غبار فراموشی بر روی سینماهای بی اکران رشت نشسته است

هزینه دانلود غیرمجاز را بدانیم

انتقاد از بدیهیات!

ایران مقصد گردشگران عراقی؛ تهدید یا فرصت!

وقتی به جای ارتقا با مشاوران خداحافظی می کنند!

جاده های شمال قافیه را باخته اند!

تلاش احمدی نژاد برای اعتبار از دست رفته!

دلنوشته ای برای سرافرازان آزاده وطن!

شورای گفتگوی استان محل تبادل و تعامل و رفع موانع کسب و کار گیلان

آشنایی باحیات وحش گیلان درموزه ماسوله/نگاه ویژه مسئولان ضروری است

اقتصاد تحکم نمی پذیرد

ناپدید شدن روستای تاریخی آسیو شوان!

اهل چه هستی؟ پیشرو بودن یا دنباله روی؟

ذخیره ارزی خوب، توان مالی بالا، اما ... !؟

چرا باید شصت و ششمین شهردار رشت بومی و جوان باشد

کتاب را جا بگذاریم - عیسی پاشاپور*

سخاوت دریا برای آستارا/حال سواحل خوب نیست

صدف های دریایی، چشم زخمی سواحل آستارا

سریال شهردار رشت قسمت 65

چراغ ها را بر باد بیاویزیم

​میدان «غریب کُشِ» قزوین به سمت تهران!

ملکه های قاچاق خارجی ، بلای جان نژاد زنبور ایرانی

آقازاده ها رو از فرنگ برگردونین!

قطع برق و رنج عمومی!

نگاهی به پدیده شاخ های اینستاگرامی، دلیل شهرت این افراد چیست

سازهایی خاموش در گیلان

تغییر کاربری ساختمان شورای شهر رشت/موزه دائمی مشروطه دائر می شود

مشکل قطعی برق است یا قطعی تدبیر؟!

همت کنید آقای رئیس جمهور

با میله گرد بزنید!