پایگاه خبری تحلیلی نسیم گیلان

آخرين مطالب

آشپزخانه ی معجونی ، روایت نویی ازعصر جدید مقالات

آشپزخانه ی معجونی ، روایت نویی ازعصر جدید

  بزرگنمايي:

نسیم گیلان- زندگی ماشینی حاکم بر جهان "آشپزخانه" و گرفتار بودن آدمها در بین انبوهی ابزار و ظروف فلزی "عصر جدید" چاپلین را به یادمان می آورد .
مخاطب نمایش "آشپزخانه" را بر صحنه معمول نمی بیند. معجونی با قرار دادن هوشمندانه ی صحنه در وسط و نشاندن بخشی از تماشاگران در جایی که به طور قراردادی صحنه است ما را وارد جهان آشپزخانه و جزئی از نمایش می کند.
صحنه آشپزخانه با میزها و ظروف فلزی ، نوار متحرک کارخانه چاپلین را تداعی می کند . عجله کارکنان برای ورود به آشپزخانه که نوعی کارخانه است کارخانه ای که تولیدی جز غذا برای مصرف ندارد.
آدمهای دنیای "آشپزخانه" شخصتهایی عصبی ، سرخورده ، بی آرمان و بدون آرزو هستند که در فضایی پرتنش کار و در واقع زندگی می کنند فضایی که دم به دم بر عصبیت آدمهایش می افزاید.
فضای خلق شده در نمایش جهانی ماشینی متکی بر سرمایه است که آدمها تنها در آن نقش چرخ دنده های یک ماشین بزرگ را دارند.
-"هزار نفر مثل تو اومدند و رفتند این آشپزخونه سر جاشه".
جامعه ای که تولید در آن جایی ندارد و آدمها به مصرف کننده تبدیل شده اند .
-"کارخونه ها تعطیله ، تنها جایی که بازه شکم سراست."
کارفرما نه تنها کاری برای بهتر کردن شرایط کارگرانش نمی کند بلکه مدام برای ایجاد این آشپزخانه بر سر کارگرانش برای ایجاد شغل منت می گذارد ، کاری که به جای تامین آسایش و زندگی بهتر، تنها عامل زنده نگه داشتن کارکنان آشپزخانه است.
-"صبح تا شب کار می کنیم ، جون می کنیم ، بعد خدا را شکر می کنیم بیکار نیستیم ."
وسکر نویسنده نمایش جامعه ای سرمایه سالار را نشانمان می دهد .
-"اینجا جای خوبیه؟ - بستگی داره؛ واسه ی رییس جای خوبیه، چون ازش پول در میاره .
آدمهای دنیای " آشپزخانه" به جای رهایی و بیرون آمدن از وضعیت نامطلوب موجود و حرکت به سوی مطلوب تنها نق می زنند و در اوهام و خیالاتند . بارها از زبان شخصیتهای نمایش می شنویم " یک روز از اینجا می رم" اما در نهایت آنچه می بینیم جا به جایی آدمها از آشپزخانه قبلی به آشپزخانه جدید به امید بهتر شدن وضعیت است ؛ و پیشرفت در چنین جامعه ای ترقی معکوس پله پله تا بازنشستگی است .
آدمهای بدون آرمان با آرزوهای کوچک و گاه حتی انسانهایی که آرزوهایشان را از یاد برده اند و به جای زندگی، تنها زنده اند.
کارگردان جامعه ای را نشان می دهد که به قول مارگوت بیکل شاعر آلمانی در آن انسان ها یکدیگر را می آزارند بی آن که بخواهند.
آدمهای جهان نمایش چنان گرفتار روزمرگی هستند که به جای بیرون کشیدن خود از این باتلاق، در دست و پا زدنهای نومیدانه دیگران را نیز بیشتر فرو می برند.
آشپزخانه ای که آدمهایش خود را گرفتار جبر جغرافیایی می دانند و زیستن در مرزی دیگر را رهایی از وضع نامطلوب موجود .
-" اگه شانس داشتم یک جای دیگه یک کشور دیگه به دنیا میومدم ".
جمعی که صبح تا شام در این آشپزخانه نه زندگی که ذره ذره جان می کنند؛ تحلیلی از وضعیت انسانی امروز است.
آنان نه موجودات انسانی بلکه گویا خود نیز بخشی از ظروف و ابزار این آشپزخانه اند.
آدمهایی بلا تکلیف که حتی نمی توانند برای عشق و زندگی خود تصمیم بگیرند .-"تکلیفت رو روشن کن."
آشپزخانه ای که معجونی نشانمان داده حتی جای آرزو کردن نیست. شخصیتها حتی به پیشنهاد آرزو بازی شخصیت غیرمنفعل نمایش عکس العمل خوبی نشان نمی دهند ، برخی گمان می کنند آرزو کردن از آنها گذشته و بعضی آرزوهایشان به خواب ، سکوت ، پول تقلیل یافته .
جامعه ای بی رویا که رویاهایشان گاه به کابوس بدل می شود.
-" میگم رویاتو بگو، کابوس تحویل من میده".
- " به من چه که رویام ، شبیه کابوسه".
آدمهای روز بی خستگی دویدن و شب خسته و سر شکسته به خانه باز گشتن . آدمهایی که عشق برای شان مرده یا به چیزی دم دستی یا دست نیافتنی مبدل شده است.
دنیایی که در آن خانواده معنایش را از دست داده و زوج ها یا با هم بیگانه اند یا مدام در حال سر و کله زدن بیهوده با هم.
جامعه ای استعدادهایی که تباه می شود، شخصیتی که قادر به تعمیر رادیو و تلویزیون (وسیله ای برای برقراری ارتباط با دنیای بیرون) به کار بعنوان نظافتچی تن داده است.
آدمهایی بی هویت که انگار بیرون از آشپزخانه هویتی ندارند یا برای خود هویتی قائل نیستند.
بعضی هاشان تمام شبانه روزشان را در همان آشپزخانه جهنمی بسر می برند و رویاهایشان را در تنهایی نشخوار می کنند.
و تصور می کنند دیواری آنها را از دنیای بیرون جدا کرده است.
-دیوار وسط من و میلیونها نفر از این آدمها، این دیوار کجا تموم میشه ."
شخصیتهایی که چنین زندگی را سرنوشت محتوم خود می دانند و مدینه فاضله شان را در خیالات جست و جو می کنند.
آدمهایی بی تفاوت نسبت به سرنوشت خود و زندگی یکدیگر شبیه گوسفندانی در انتظار سلاخی .
تنها شخصیتی که گرچه پرخاشگر و عصبی است اما منفعل نیست و برای بدست آوردن عشقش تلاش می کند ، نسبت به سرنوشت دیگران بی تفاوت نیست و با زن باردار گرسنه همدردی نشان می دهد و حتی غذای خود را به او می بخشد در نهایت عصیان می کند و نظم موجود را به هم می زند .
شاید معجونی به این امید باشد که در نهایت تماشاگر سرسام گرفته از جهان جهنمی نمایش ویسکر وقتی از "آشپزخانه" بیرون می آید به دنبال راه گریزی از باتلاق روزمرگی و بی تفاوتی باشد.
بیان برخی دیالوگها به زبان گیلکی موجب هم ذات پنداری بیشتر مخاطبان با این نمایش خارجی می شود.
انتخاب به جای آکساسوار و نصب چلچراغی که به جای نماد روشنایی ابزار آشپزخانه از آن آویزان است از نکات جالب دیگر نمایش است.
حضور جمع بزرگی از بازیگران جوان جدی و با استعداد ویترینی از ثمر دادن تلاش معجونی برای ارتقای وضعیت بازیگری در گیلان بعنوان یکی از کانونهای قدیمی تئاتر کشور است.
"آشپزخانه " از 22 تا 28 دی ، ساعت 18:30 در تماشاخانه هامون رشت روی صحنه می‌رود.
محمد حسن معجونی از کارگردان های شناخته شده تئاتر و بازیگرتئاتر ،سینما و تلویزیون است. وی فارغ‌التحصیل رشته «ادبیات نمایشی» می‌باشد. او برای بازی در فیلم «خوک» به کارگردانی مانی حقیقی٬ نامزد تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیستمین دوره جشن بزرگ سینمای ایران شد.
متنِ آشپزخانه را نویسنده انگلیسی، آرنولد وسکر نوشته و توسط مهرزاد جعفری به فارسی ترجمه شده است.
سر آرنولد وسکر برای نمایش‌نامه‌هایی با محوریت طبقه کارگر شهرت داشت. او در 5 دهه فعالیت ادبی خود، علاوه بر نگارش بیش از 40 نمایش‌نامه، ده‌ها مقاله، داستان کوتاه و شعر نوشت.
در نمایش "آشپزخانه" برنا انصاری، سوفیا اسماعیل‌زاده، اشکان بخشنده، آیدین بهنامیان، برنوش پورغفار، شادی پورعباس، ترمه توحیدی، ناژین چهرسیمین، حسین حسینیان، سعید حسینی، مجتبی حقی، علی خلعتبری، سارا خدیوری، شهاب دست‌آموز، تینا درخشنده پیکر، ریحانه رضاییان، نازنین شریفی، روشنک شعبانی، صاحبه شعبانی، سینا صیام، مجتبی علیپور، عامر عظیمی، میثاق علینژاد، شیوا علیزاده، امیر قاسمی، فروغ کاظمی، فاطمه لطافت، سمانه منیری، مهسان مقدم، کیوان مقدم، مریم نژاد، مهیار ندایی، امین ناطقی، هاله نطاق، محمد نوروزی به ایفای نقش می‌پردازند.
تامین وسایل و اثاثیه صحنه و دکور (آکسسوار) این نمایش را "گروه تجهیزات هتل، رستوران و کافی‌شاپ شکرزاده" برعهده دارد.
علاقه‌مندان می‌توانند جهت تهیه بلیت این نمایش به سایت www.haftsaz.com مراجعه کنند.





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

رونق تولید گیلان در گرو رفع موانع/ تحقق رویای شیرین تنها با تلاش

سپاه سردمدار مبارزه با گروه های تروریستی

سیل اخیر و چند نکته ضروری

وقتی چراغ آگاهی‌بخشی اختلال اوتیسم فروزان نیست

این پهنه اعجاب !

مرثیه ای برای نوروز ناشاد نود و هشت

به یاری سیل زدگان بشتابیم

لاهیجان عروس شهرهای گیلان/بازدید از تنها موزه چای کشور

امام زادگان گیلان؛ حریم امن مسافران نوروزی

ورق‌هایی برای عیدی

چهارشنبه سوری بله؛ چهارشنبه سوزی نه

10 نقطه مهم حادثه خیز راه های گیلان را بشناسیم

دو روی سکه انتقال آب کاسپین

سفری خاطره انگیز در اقامتگاه‌های بوم گردی گیلان

نوروز در آبادی‌های گیلان

چارچوب چهارشنبه سوری - عیسی پاشاپور*

انتقال آب خزر به سمنان حتی به زیان مردم استان سمنان است

عروس گولی تا رابچره/ گیلان با آیین های سنتی به پیشواز بهار می رود

"نوشد" آیینی فراموش شده در حیران

آقای رئیس جمهور حال و روز مطبوعات و اصحاب رسانه را هم دریابید!

شهرداران درمانده از زباله، دهیاران بیگانه با زباله

دوگانگی اجتماعی و اضطراب های زنانه

همایش ملی بازاریابی گردشگری پایدار در گیلان فراخوان داد

انتخاب امروز ، کیفیت فردا

تغییر هویت و انزوای اجتماعی آسیب جدی استفاده از فضای مجازی است

پرهیز بر مدار دستان آلوده!

فائق؛ طبیب فرهنگ گیلان

خودمان وا دس بکار بیبیم

حل و نقل سبز نسخه ای مناسب برای رشت

سیاهکل، واقعه ای تاریخی نه حماسه

وجه تمایز دکتر سالاری نسبت به سایر استانداران غیربومی

​جای خالی جامعه شناسان در جامعه ما

سپیدرود محکوم است به «سقوط»؟!

این سال‌های 40 سالگی!

آبروی ما رفت

عطش سینماهای گیلان فرونشست

دموکراسی با طعم امپریالیسم !

با اشتباهات خودمان به ژاپن درجه یک باختیم!

اهمیت الگوهای سالم رفتاری در تقویت سرمایه‌های اجتماعی

موسیقی خیابانی؛ اشاعه فرهنگ بومی در پیاده راه رشت

جامعه خشمگین خشمگین!

​یا راه نمی دانید یا نامه نمی خوانید

اطلاع رسانی در گیلان ناتوان، سنتی و دست به عصاست!

زخم برداشت‌ شن و ماسه بر بستر رودخانه‌ها/ نظارت‌ها کافی نیست

استراتژی فریب مربیان ایران و عراق

حاشیه نشینی در رشت از الگوی کشوری تبعیت نمی کند

جایگاه قانون، نمایندگی مردم و رشت زخمی

صنعت گل و گیاه گیلان در حسرت صادرات

آشپزخانه ی معجونی ، روایت نویی ازعصر جدید

جبرِ فیلترینگ